
البته شايد با بعضي ها فرق هم داشته باشه و اونهم ترس بيش از حده .
كساني كه همسن من هستن و بچه جنگ باشن بهتر ميفهمن من چي ميگم . ياد آژير قرمز و صداهاي انفجار و...
ناخودآگاه تمام اون روزا جلوي چشمم رژه ميرن . هر شب با اضطراب به ساعت نگاه مي كنم و وقتي عقربه هاي ساعت به ۱۰ ميرسه دلهره ام بيشتر و بيشتر ميشه .
صداي الله اكبر تنم را ميلرزونه . حتي از جلوي پنچره رفتن آقاي خونه هم ميترسم . هر لحظه فكر ميكنم يه تير ميزنن و خداي ناكرده...
بگذريم.
متاسفانه توي اين شلوغي ها منم هر روز وقت دكتر دارم و بايد از اينور به اونور برم و مامان و بابا هم كه طاقتشون نميگيره از يه طرف و آقاي خونه هم از طرف ديگه مياد و ۴ نفري ميريم بيرون.
پريروز واسه پادردم ام آر آي داشتم كه جوابش فردا آماده ميشه . دلم ميخواد بدونم توي اين پاهام چي ميگذره كه آرامش و خواب را ازم گرفتن .
فردا شب هم عروسي پسر دائي آقاي خونه است اونهم كجا توي ميدون ف ا ط م ي !!!!!!!
دلم واسه عروس ودامادا ميسوزه كه توي اين روزاي دلهره و اضطراب بايد زندگيشون را شروع كنن.
خدايا عاقبت همه را به خير كن![]()
ميگم فكر كنم زياد درگير بحث ا ن ت خ ا ب ا ت بودين يادتون رفت جواب پست پائين من را بدين .
آره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به طور خلاصه بگم كه امام رضا منو طلبيد و دوشنبه و سه شنبه را براي يه ماموريت كاري مشهد بودم و تونستم زيارت كنم.
انشاله توي پست بعدي مفصل در اين مورد توضيح ميدم
فقط يه سوال داشتم ميشه يه دونه از اين برس هاي چرخشي كه يه مدت خيلي مد شده بود و براي براشينگ استفاده ميشه و اينكه خيلي خوب باشه و لاي موهاي بلند گير نكنه را بهم معرفي كنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در ضمن كسي بيگودي برقي استفاده ميكنه و راضي هست ؟ لطفا" با مارك و مدل بهم فوري فوري در مورد هر ۲ مورد اگه اطلاعي داريد بگيد.
بجنبيييييييييييييييييييييييييييد ديگه
ممنونم