تبليغاتX
زندگي مشترك ما
ركود
از همه تون ممنونم كه با صبر و حوصله اومدين و در مورد بخار شور راهنمائيم كردين

احتمالا" توي همين يكي دو هفته ميرم و يكي ميخرم .

هفته ديگه عروسي پسر عمه محترممان ميباشد و در يه اقدام ضربتي تصميم گرفتم برم موهام را مش كنم چون از عروسيمون كه دقيقا" 2 سال پيشه تا حالا موهام را رنگ خاصي نكردم و هميشه تيره بوده .

احتمالا" 5 شنبه يا جمعه برم و مش كنم .

خدا را شكر كارهاي اداره يه كم سبك تر شد و از اون شلوغي شديد در اومد و به كم ميتونم نفس راحت بكشم .

حدود 3 ماهي ميشه كه داريم دنبال خونه ميگرديم تا بلكه يه خونه يه كوچولو بزرگتر بتونيم بخريم اما اصلا" هيچ خبري نيست و هفته به هفته هم حتي يه بنگاه بهمون زنگ نميزنه .

يه حالت بلا تكليفي بديه . دلم به هيچ كار نميره و همش اميد دارم كه خونه جديد ميگيريم و كلي تغيير توي زندگيمون ميديم اما با اين ركودي كه توي بازاره معلوم نيست چي ميشه.

قول داده بودم عكس بذارم يادم نرفته اما وقتي عكسها را مرور كردم ديدم 3-2 تا فقط ميشه گذاشت و تصميم گرفتم عكسها بيشتر بشه بعد براتون بذارم.

نوشته شده توسط خانم خونه در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 ساعت 9:26 | لینک ثابت |

بخارشو
سلام بچه ها

 

ميشه يه راهنمائي كنين و تجربياتتون در مورد بخارشورائي را كه دارين بگين ؟

اگه زحمتي نبود مارك و قيمت و كارآئي را بگين

من بيشتر براي تميز كردن سراميك ها ميخوام ازش استفاده كنم.

ممنونم

نوشته شده توسط خانم خونه در شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 8:4 | لینک ثابت |

امان از اين ويروس + پينوشت
خودم هم باور نميكنم بيشتر از يه ماهه كه اينجا ننوشتم

دلم هم نميخواست امروز و به اين هول هولكي بنويسم ميخواستم سر فرصت بنويسم و كلي از روزهاي گذشته با عكس و .. بنويسم كه ديدم حالا حالا ها وقت نميشه .

خيلي خيلي كارم زياد شده اين اواخر . دقيقا" از ۱۹ ازديبهشت كه رفتم ماموريت مشهد و برگشتم از فرداش به طور نفسگيري كارام زياد شد و وقت كم آوردم .

توي اين مدت يك جمعه از طرف شركت تور يه روزه به دريا چه ق و رفتيم توي جاده چالوس م ر زن آ ب ا د كه جاي قشنگي بود و كلي بهمون خوش گذشت .

توي اين ماه ۴-۳ تا عروسي دعوتيم كه يكيش مال پسر عمه ام هست و ميخوام اگه بشه يعني اگه فرصت كنم برم موهام را مش كنم .

حدود ۳ هفته است كه يه ويروس لعنتي اومده سراغم و امونم را بريده .

تب و لرز و حالت تهوع و سرگيجه و ..

خدا ميدونه چند تا سرم بهم زدن و چند بار از اداره منو بردن بيمارستان

توي اين همه كار اداره اين وسط منم مريض ميشدم و يكي دو روز دكتر استعلاجي ميداد . حالا تصور كنين فرداش كه مياومدم سر كار چه قدر كار انباشته داشتم

درست مثل امروز كه ديروز و پريروز استعلاجي بودم و امروز تازه اومدم سركار.

راستي جواب ام آر آي پام خوب و خدا را شكر مشكل خاصي نيست فقط گفت بدنت بي اندازه خشك شده و استخر تجويز كرد .

حداقل هفته اي ۲ بار ميرم شنا و خدا را شكر پام خيلي آروم تر شده .

راسسسسسسسستي شنبه سالگرد ازدواجمون بود كه من چون از صبح درمانگاه و زير سرم بودم نتونستم بيام و بنويسم

البته دومين سالگرد ازدواجمون .

همسر عزيزم دومين سالگرد با هم بودنمون مباركمون باشه

سعي ميكنم به زودي با يه پست عكسدار بيام

پي نوشت : بچه ها تا به حال توي ماه رمضون كيش رفتين ؟ ميخوام ببينم آدم اذيت ميشه يا همه چي برقراره؟

نوشته شده توسط خانم خونه در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 8:26 | لینک ثابت |


طراح قالب

 

Got My Cursor @ 123Cursors.com